هرگاه چشمت بسیط باشد، تمام بدنت روشن میشود.

چراغ بدن چشم است؛ پس هرگاه چشمت بسیط باشد تمام بدنت روشن بُوَد؛ امّا اگر چشم تو فاسد است، تمام جسدت تاریک می‌باشد. پس اگر نوری که در تو است ظلمت باشد، چه ظلمت عظیمی است! - انجیل متی ۶: ۲۲-۲۳، ترجمه قدیم

ما غالباً شهادت دادن رو کار خودمون می‌دونیم، این وظیفه‌ی ماست که شاهد مسیح باشیم یا شاهد خدا باشیم. اما خدا شاهد عیسی بود، و روش او برای شهادت دادن درباره‌ی عیسی، توسط معجزات بود.

فقط مرگ عیسی ما را نجات نمی‌بخشد، بلکه زندگی بی‌نقص او که در اطاعت کامل سپری گشت.

امید در عهدجدید، یک احساس به همراه اشتیاق یا آرزو نیست. یک قطعیت درباره‌ی چیزی هست که در آینده میاد، که در گذشته یا زمان حال وعده داده شده.

ایمان همه چیز است.

اگر ما در ایمان بمیریم، به هابیل، نوح، ابراهیم و بسیاری از دیگرانی می‌پیوندیم که در ایمان زندگی کردند و در ایمان مردند. ما جزو کسانی به حساب خواهیم آمد که خدا از ایشان عار ندارد که خدای ایشان خوانده شود.

فیض ایمان، که بوسیله آن برگزیدگان می‌توانند برای نجات جان‌های خود به عیسی مسیح ایمان بیاورند، عمل روح مسیح در قلب برگزیدگان است و معمولاً بوسیله موعظه کلام خدا بوجود میاید.

اعتماد به عدالت او را تجربه کن.

هیچ‌کس با توکّل بر خود در حضور خدا عادل شمرده نمی‌شود. تنها راه برای عادل بودن یا کامل ماندن در نزد خدا، اعتماد به عدالت دیگری است. مردی که مَثَل را می‌گوید، خودِ عیسی، عدالتی را حاصل کرد که برای ایمانداران به حساب می‌آید، زیرا فقط با ایمان دریافت می‌شود.

اگر به ارزشمندی خود در پیشگاه خداوند باور قلبی نداشته باشیم، همواره در مورد امکان برخورداری از حمایت‌های او دچار اضطراب خواهیم شد.

ما سهیم در فرزندخواندگی هستیم.

خدا به همه کسانیکه عادل شمرده می‌شوند این لطف را می‌فرماید که بخاطر فرزند یگانه‌اش عیسی مسیح در فیض فرزند خواندگی سهیم شوند.

برای نجات ابدی لازم است که شخص، تجسم خداوند ما عیسای مسیح را با ایمان باور کند.

همه چیز بر او‌هویداست.

هیچ خلقت از نظر او مخفی نیست بلکه همه‌چیز در چشمان او که کار ما با وی است، برهنه و منکشف می‌باشد. - رساله به عبرانیان ۴: ۱۳، ترجمه قدیم

کتاب رومیان اونقدر ساده هست که یک بچه می‌تونه پیغام اساسی‌اش رو درک کنه، و در عین حال، اونقدر عمیقه که بزرگ‌ترین متفکران کلیسای مسیحی رو یک عُمر مشغول کنه.

شاکر باش که به انسان چیزی واگذار نشد.

اگر به ما واگذار می‌شد، همه از ایمان دور شده و هلاک می‌شدیم. - آر. سی. اسپرول

انسان‌ها نیکو آفریده شده‌اند، اما در گناه سقوط کردند و در عصیان بر علیه خدا، به جدایی از هم رسیدند. بدون فیض نجات‌بخش و احیا کننده خداوند، انسان سقوط کرده تنها خشونت را در قلب خود می‌یابد.

تقدیس شدن ما بر اساس اطمینان از عادل‌شمردگی‌مونه.

ارزش تو منعکس کننده جلال خداست.

قبل‌ از آنکه‌ تو را در شکم‌ صورت‌ بندم‌ تو را شناختم‌، و قبل‌ از بیرون‌ آمدنت‌ از رحم‌ تو را تقدیس‌ نمودم‌ و تو را نبی‌ امّت‌‌ها قرار دادم‌. - ارمیا ۱: ۵، ترجمه‌ی قدیم

کتاب رومیان، لو‌تر رو نسبت به آموزه‌ی عادل شمردگی فقط بوسیله‌ی ایمان بیدار کرد و او رو قانع کرد که کلیسا بر روی این آموزه یا می‌‌ایسته یا سقوط می‌کنه.

مسیحیت تعلیم می‌دهد که ارزش انسان ریشه در مقدس بودن خدا دارد؛ ارزش انسان منعکس‌کننده‌ی جلال خداست. چراکه انسان‌ها «به‌شباهت» خدا آفریده شده‌اند. خالقی که قدر و ارزش بی‌پایانی دارد، ما را با ارزش و شأنی مهر زده است که از ارزش و شأن خودش ناشی می‌شود.

پادزهر خشونت و ضدانسانیت.

ما به‌عنوان مسیحیان، از خودمان جدا می‌شویم و تنها به محبت نجات‌بخش خدا در عیسی امیدواریم. پس به‌جای این‌که با غرور و خودخواهی به خود ببالیم، در مقابلِ خدای خود، فروتنانه سر تعظیم فرود می‌آوریم. این است پادزهر ضد‌انسانیت و خشونت در دنیای ما.

وقتی خدا صلح و سلامتی رو اعلام می‌کنه، وقتی خدا معاهده‌ی صلح رو برقرار می‌کنه، دیگه صدای شمشیر نیست. دیگه خطر توهین یا رویدادی نیست که گرمای کشمکش رو دوباره برگردونه.

شدیدترین نمایش از خشم و عدالت خدا در صلیب دیده می‌شود. اگر تنها یک نفر حق اعتراض به عدالت خدا داشته باشد، او عیسی بود.

بدون صعود، صلیب و قیام هر دو بی‌معنا هستند.

او برای نجات ما رنج کشید؛ به عالم اسفل نزول کرد؛ از مرگ برخاست؛ به آسمان صعود کرد؛ در دست راست خدای پدر نشسته است؛ از آنجا خواهد آمد تا مردگان و زندگان را داوری کند.

ما «تا به مرگ امین» هستیم و می‌دانیم که مسیح «تاج حیات را» به ما می‌دهد (مکاشفه ۲: ۱۰). هیچ انسان‌شناسی مسیحی‌ای بدون عنوان کردن این مطلب، که والاترین غایت ماست، کامل نیست. بیایید در حقیقت «آنچه را واقعاً حیات است» به دست آوریم (اول‌ تیموتائوس ۶: ۱۹).

نترس، خارج از قدرت تو نیست…

خدا هرگز از ما نمی‌خواهد چیزی قابل مقایسه با دردی که مسیح به خود گرفت تحمل کنیم. هرجا که خدا از ما می‌خواهد برویم، هرچیزی که به ما فرمان تحملش را داد، از آنچه عیسی تجربه کرد بسیار کمتر خواهد بود.

انظباط کلیسائی

انضباط کلیسایی هدف بازآوردن کسانی را دارد که به ایمان اعتراف کرده‌اند، اما آنگاه در گناه عظیم و بدون پشیمانی زندگی می‌کنند. به عبارت دیگر، انضباط کلیسایی تلاش می‌کند تا یک سقوط جدی را از تبدیل‌شدن به سقوط کامل باز دارد.

مسیحیت تعلیم می‌دهد که ارزش انسان ریشه در مقدس بودن خدا دارد؛ ارزش انسان منعکس‌کننده‌ی جلال خداست. چراکه انسان‌ها «به‌شباهت» خدا آفریده شده‌اند. خالقی که قدر و ارزش بی‌پایانی دارد، ما را با ارزش و شأنی مهر زده است که از ارزش و شأن خودش ناشی می‌شود.

وقتی خدا در زندگی ما دخالت میکند چه میشود؟

خدای پدر روزی را مقرّر فرموده است که در آن جهانیان را بوسیله عیسی مسیح به عدالت داوری خواهد کرد که به او تمام قدرت و اقتدار داوری از طرف خدا عطا شده است.

تا زمانی که خدا قلب رو تبدیل نکنه، من می‌تونم بکارم، یک نفر دیگه آبیاری کنه، اما فقط خدا می‌تونه رویش را بیاره. فقط خدا قدرت داره ماهیت روح انسان رو تبدیل کنه.

ما ایمان داریم و معترفیم به یک کلیسای جامع و جهانی، که جماعت مقدس ایمانداران حقیقی مسیحی است، همه در انتظار نجات‌شان در عیسی‌مسیح، شسته شده با خون او، تقدیس و مهر شده با روح‌القدس.

تنها خداوند مالک است.

خداوند پایه‌گذار همه چیز، خالق همه چیز و صاحب همه چیز است. هر آنچه خدا خلق کند، متعلق به اوست. آنچه که ما صاحبش هستیم، هدایایی هستند که از طرف خود خدا به ما برای سرپرستی و مالکیت آنها بخشیده شده‌اند.

وقتی با خدای قدوس ملاقات می‌کنیم، نامقدس بودنِ خودمون رو می‌بینیم. لب‌های ناپاکمون رو می‌بینیم. نیازمون به قدوسیت و عدالت خدا رو می‌بینیم؛ و زانو می‌زنیم و پرستش می‌کنیم.

زندگیت را با پرستش تعریف کن، تو برگزیده ای….

پرستش فقط وسیله‌ی دیگه‌ای برای جلال دادنِ خدا نیست؛ پرستش، به‌تنهایی خدا رو جلال می‌ده. به همین دلیل زندگی ما باید به‌وسیله‌ی پرستش تعریف بشه.

تعلیم می‌دهد که کفاره مسیح (در محدوده و هدف آن) تنها به برگزیدگان محدود است؛ عیسی کفاره‌ی گناهان همه مردم جهان را پرداخت نکرد.

محبتت را به او باور کن و نشان بده.

تا زمانی که کسی، با عیسی خصومت داشته باشد، هیچ محبتی به او ندارد. شیطان مثال خوبی است. او حقیقت را می‌داند ولی از حقیقت متنفر است. او هیچ تمایلی به پرستش خدا ندارد، زیرا هیچ محبتی نسبت به خدا ندارد.

خدا، که در زمانِ سَلَف به اقسام متعدّد و طریق‌‌های مختلف به وساطت انبیا به پدران ما تکلّم نمود، در این ایّام آخر به ما به وساطت پسر خود متکلّم شد، که او را وارث جمیع موجودات قرار داد، و به‌وسیله‌ی او عالم‌‌ها را آفرید. - عبرانیان ۱: ۱-۲، ترجمه‌ی قدیم

باید به سوی پرستش او برویم.

تنها او قدرت وجود را در خود و از خود دارد. ما به اندازه کافی به این موارد فکر نمی‌کنیم. اگر به وجودی فکر کنیم که ابدی است، و برای هر چیز دیگری که وجود دارد، از جمله خودمان، قدرت ایجاد می‌کند، باید به سوی پرستش او حرکت کنیم.

بسیار مهم است که ما آموزه‌های مختلف کتاب‌مقدّس را به شیوه‌ای نظام‌مند و با استفاده از روش‌های صحیح تفسیر که طی دوران آزموده شده‌اند در کنار هم قرار داده و به الهیاتی استوار و بنیان‌یافته بر حقیقت برسیم.

قدرتش را به ما داده است.

خدا در کلام خود وعده می‌دهد که روزهای سخت برای ما پیش خواهند آمد، اما او همچنین وعده‌ داده است، که اجازه می‌دهد تا رنج برای نیکویی‌ ما و جلال خودش به ‌انجام برسد، ولی هرگز بیشتر از آنچه که می‌توانیم با کمک او متحمّل شویم، به ما داده نخواهد شد.

ما تصدیق می‌کنیم که در مقام پادشاه، عیسای مسیح بر قدرت‌های زمینی و قدرت‌های فوق طبیعی به طریقی عالی الحال و تا ابد سلطنت می‌کند.

صلح و سلامتی را او برقرار کرده….

ما نمی‌توانیم از طریق فداکاری های خود یا اطاعت خود با خدا صلح و سلامتی پیدا کنیم. و ما نیازی به تلاش نداریم، چون مسیح از طریق قربانی و اطاعت کامل خود، صلح و سلامتی را برقرار کرده است.

از ایمان تا ایمان.

ممکن است از سلطنت خدا نتیجه بگیریم که گناه ما در نهایت مسئولیت خدا است، و اعتراف ما اتهام گناه علیه خود خدا است. هر مسیحی واقعی می‌داند که نمی‌تواند خدا را برای گناه خود مقصر بداند.

ایمان تنها علت ابزاری عادل‌شمردگی است. – آر. سی. اسپرول

زیرا که از انجیل مسیح عار ندارم چون‌که قوّت خداست، برای نجات هر کس که ایمان آورد، اوّل یهود و پس یونانی، که در آن عدالت خدا مکشوف می‌شود، از ایمان تا ایمان، چنانکه مکتوب است که عادل به ایمان زیست خواهد نمود. - رومیان ۱: ۱۶-۱۷، ترجمه‌ی قدیم

از خاک تا جلال…..

این جلالیه که ما برای اون از خاک آفریده شدیم. جلالی که مقصد همه‌ی کسانیه که به مسیح ایمان میارن. نه، ما نمی‌گیم، «از خاک به خاک؛ از خاکستر به خاکستر»، پایان داستانه. ما می‌گیم، «از خاک تا جلال»؛ داستان اینه.

فقط مرگ عیسی ما را نجات نمی‌بخشد، بلکه زندگی بی‌نقص او که در اطاعت کامل سپری گشت. - آر. سی. اسپرول

اتحاد ذات انسانی و ذات الهی

چگونه باید اتحاد یک ذات انسانی و یک ذات الهی را درک کنیم؟ کتاب‌مقدس می‌گوید که در تجسم، شخص دوم تثلیث ماهیت انسانی به خود گرفت. با این حال، هنگامی که او جسم، یعنی ذات انسانی را گرفت، آن ذات انسانی را تبدیل به ذات خدایی نکرد. آن ذات انسان، انسان ماند.

میراث ابدی کجاست؟

عهد فیض درکتاب مقدس کرّاراً بعنوان عهد مورد اشاره قرار گرفته و مربوط است به مرگ عیسی مسیح صاحب عهد و به میراث ابدی و همه امور متعلّق به آن.

خونی که هر ساله‌ بر شاخ‌های مذبح پاشیده می‌شد، نمی‌توانست نجاتی را که نمایانگر آن بود، به‌انجام رساند (عبرانیان ۱۰: ۱-۴).

میدانی هدف انجیل چیست؟(آر-سی-اسپرول)

مسیح نه تنها برای ما مرد، بلکه برای ما زندگی کرد. این تمام هدف انجیل است. - آر. سی. اسپرول

نوزایی پیش از ایمان می آید

دلیل اینکه می‌خواهیم نزد مسیح بیاییم این است که خدا پیش‌تر عمل فیض را در روح ما به انجام رسانده است. بدون آن عمل، هرگز میلی برای آمدن به نزد مسیح نمی‌داشتیم. به همین دلیل است که می‌گوییم نوزایی پیش از ایمان می‌آید.

از گناهانت نترس و توبه کن.یاوری همیشگی داری.

عیسی به‌عنوان جایگزینی برای ما عمل می‌کند، و خدا خشم خود را به‌دلیل گناهان ما و به‌جای ما، بر وی می‌ریزد.

خدا بنا به مشیت خود، ما را در خانواده‌ها، فرهنگ‌ها و جوامع مربوطه خود قرار داده است، با تمام امتیازات، وسوسه‌ها، و معایب ناشی از آن (اعمال رسولان ۱۷: ۲۶). اصل و نسب زمانی مهم است که بدانیم آیا تحت ریاست آدم هستیم یا مسیح (رومیان ۵: ۱۲-۲۱).

و تو را از دست شریران خواهم رهانید.

دستورالعمل‌هایی برای نجات‌دهنده‌ی خویشان در لاویان 25، در ارتباطی نزدیک با سال یوبیل، زمانی که بدهی‌ها بخشیده می‌شوند، زمین‌های خانوادگی بازگردانده می‌شوند و زندانیان آزاد می‌شوند، ارائه شده است. اگر یک اسرائیلی بدهکار می‌شد، ممکن بود مجبور شود که مِلک به ارث رسیده‌ی خود را بفروشد، و یا حتی خود را به بردگی بفروشد. پس اگر قرار بود این اتفاق رخ دهد، یکی از خویشانان نزدیک بهای بازخرید زمین و/یا خرید خود او از بردگی را می‌پرداخت (هرچه رابطه‌ی خانوادگی نزدیک‌تر باشد، تعهد بیشتری برای عمل به‌عنوان نجات‌دهنده‌ی خویشان وجود خواهد داشت). هزینه بازخرید متناسب با سال یوبیل محاسبه می‌شد.

در کتاب روت، تعهدات یک نجات‌دهنده‌ی خویشان در یک سناریوی واقعی رخ می‌دهد. شوهر و پسران نائومی در موآب مرده بودند و پس از سال‌ها، نائومی و روت به بیت‌لحم می‌رسند. بوعز یکی از خویشانان نزدیک آنها است و مفتخر است که از او خواسته شود که به‌عنوان نجات‌دهنده‌ عمل کند، اما یکی از بستگان نزدیک‌تر وجود دارد که از حق اولیه برخوردار است. اما هنگامی که یکی از خویشان نزدیک‌تر به‌دلیل اینکه هزینه رهایی و ازدواج با روت، دارایی او را به خطر می‌اندازد، صرف‌نظر می‌کند، بوعز با هزینه‌ی بسیار زیادی که برای او به‌همراه دارد، بهای بازخرید زمین را می‌پردازد و روت را به‌عنوان همسر خود می‌گیرد.

این موضوع دوباره‌ی در زندگی ارمیا‌ی نبی ظاهر می‌شود. خداوند در پاسخ به شکایت ارمیا می‌گوید: «و تو را از دست شریران خواهم ر‌هانید و تو را از کف ستمکیشان فدیه خواهم نمود» (ارمیا 15: 21). بعدها، ارمیا خود نمونه مهم دیگری از نجات‌دهنده‌ی خویشان می‌شود که بهای بازخرید زمین پسر عمویش را می‌پردازد (32: 6-15) و امیدی برای آینده فراهم می‌کند.

ما بدهکاران روحانی هستیم.

عهد جدید تاکید می‌کند که ما بدهکاران روحانی هستیم. تنها بهای قابل قبول برای پرداخت بدهی گناهان ما، خون گران‌بهای عیسی است. هنگامی که آن بها پرداخت شد، بدهی ما لغو شد و گناهکاران آزاد شدند. آنچه که قابل توجه است این است که عیسای جسم پوشیده، از این شرم ندارد که ما را برادر و خواهر خود خطاب کند (عبرانیان 2: 11). او حقیقتا نجات‌دهنده‌ی خویشان برای ما است. حمد و پرستش بر خدا به‌خاطر چنین رستگاری و نجاتی عظیم.

تو‌نیز غرق در شادی باش چونکه‌نجات یافته ای✌️

مزمور ۳۰ دعا داود

داود غرق شادی است برای اینکه خدا او را نجات داده است.

ازافراد و تمام چیزیهایی که برای آنها خشنود هستید،لیست کنید و خدا را شکر کنید.

خداوند همیشه در زندگی ما کار میکند و فعال است، حتی در لحظه ای که برای ما هیچ امیدی نمانده باشد، حتی در لحظه ای که همه چیز برای ما تمام شده باشد و به مرگ نزدیک شده باشیم، خداوند کار میکند در زندگی ما و او است که ما را نجات داده، و این کسی که امروز هستیم و این زندگی که داریم فقط و فقط از جانب خداوند است. او این کار را برای ما انجام داده و ما را نجات داد چون او پدر ماست و ما را دوست دارد، و ما را خلق کرده ، پس در لحظه نا امیدی، در لحظه غم و درد ما باید از او کمک بطلبیم و او را صدا بزینم تا که به داد ما برسد، چون او خدای مهربان است و با لطفی که به ما داشت فرزند یگانه خود را داد تا که ما را از مرگ ابدی به حیات جاوید بیاورد. پس ببینم که لطف خداوند چقدر عظیم است برای ما. محبت او ابدی است. پس بیاید که به او توکل کنیم، او را بپرستیم، و نام او را جلال دهیم، چون ما در این زندگی که خطاب شدیم هدف ما باید همین باشد، و همیشه او را به یاد داشته باشیم در تمام مراحل زندگی خود، در همه لحظه.

اگر ما خداوند را داشته باشیم هیچ گاه شکست نمیخوریم، چون او پناهگاه و صخره ما است، به خاطر او است که ما زنده هستیم. ولی یک چیزی وجود دارد و آن این است که ما مرتکب گناه میشویم، خطا داریم، ولی خداوند پاک و قدوس است. باید از گناهان خود توبه کرده و از او طلب بخشش کنیم چون خداوند از گناه نفرت دارد ولی از نیکوی خشنود میشود‌‌. اعتراف کنیم و اجازه بدهیم که خداوند از زندگی ما استفاده کند برای جلال نام خودش، و مانند داوود خداوند را صدا کنیم، ببینم که داوود در مزمور 30 چگونه از خداوند میخواهد که او را در پناه خود نگه دارد و از دشمناش او را نجات دهد. و زمانی که زندگی خود را به خداوند می سپاریم دیگر نگران نباشیم که چه خواهد شد چون نگرانی نشان دهنده این است که ما ایمان راسخ به خداوند نداریم .بلکه ببینم که داوود چگونه سرود شکر گذاری میخواند و لباس ماتم را از تن می کشد و بجای آن لباس شادی روح را بر تن می‌کند.

🙏🏻دعا

بیایید به عنوان فرزندان خدا همیشه به او توکل داشته باشیم، او را بپرستیم و به او اجازه دهیم که در زندگی ما کار کند، و ما در هر لحظه زندگی باید نام او را بپرسیتم و در او شاد باشیم. و اعلام کنیم که او خداوند خدای ما است، و تمام جلال بر نام او باد تا ابدالاباد

آمین

دیگر نگران آینده نیستم ، چون آنرا به دست‌پدر سپرده ام.

امید به چه مفهومی است؟

بسیاری از متفکرین دنیامدار عهد باستان، امید را فضلیت قلمداد نمی‌کردند بلکه آن را صرفاً توهمی ناپایدار می‌دانستند که به زندگی نیروی مثبت کاذب زودگذری می‌بخشید. پولس رسول چنین مردمانی را بی‌امید می‌نامد (افسسیان ۲:‏۱۲ و اول تسالونیکیان ۴:‏۱۳) زیرا که آنان خدا را از زندگی خود خارج کرده‌ بودند.

مفهوم امید در کتاب‌مقدس برآیند عملکرد خدایی است که در تداوم با معنای حیات بشر حضور فعال دارد. چنین عملکردی وابسته به‌عمل انسان و شرایط او نیست بلکه تماماً معطوف به وعده‌های الهی است. برای نمونه هیچ عاملی نمی‌توانست ابراهیم و ساره را در کهن‌سالگی به ازدیاد نسل امیدوار کند. اما ایمان ابراهیم به خدایی که هیچ امری نزد او محال نیست و نیستی را به هستی می‌خواند سبب شد تا او در "امید" ناامیدی را به کنار بزند (رومیان ۴:‏۱۸).

در کتاب‌مقدس چشم‌انداز عمل خدا در گذشته و مشاهده عمل او در مسیح در زمان حال، اساس اطمینان برای تداوم کار خدا در آینده را به‌تصویر می‌کشد (دوم قرنتیان ۱:‏۱۰). به بیان دیگر، بهترین‌ها در راهند. در تعلیم عیسی مسیح، اشارات غیرمستقیمی به مقولۀ امید وجود دارد.

او به شاگردانش فرمود، نگران آینده نباشند چرا که آیندۀ آن‌ها در دستان خدای مهربانی است که دوست‌شان دارد. رستاخیز مسیح از مردگان، امید شاگردان را احیایی بنیادین کرد.

خدایی که مسیحیان نزد او دعا می‌کنند "خدای امید" نام دارد که قادر است شخص مؤمن را سرشار از شادی، آرامش و امید کند (رومیان ۱۵:‏۱۳). برخورداری از چنین امیدی، مؤمن را توانا می‌سازد تا از شادی‌های زودگذر و فانی چشم شسته (عبرانیان ۱۳:‏۱۴)، ره تقدس در پیش گیرد (اول یوحنا ۳:‏۲ و ۳) و با روحیه‌ای مثبت سختی‌ها را به‌جان بخرد. پرواضح است که چنین امیدی رابطۀ تنگاتنگی با ایمان دارد. قهرمانان ایمان باب یازدهم رساله عبرانیان به‌واقع قهرمانان امید نیز هستند.

در عهدجدید بارها سه واژۀ ایمان، امید و محبت با هم ذکر می‌شوند (اول قرنتیان ۱۳:‏۱۳، اول تسالونیکیان ۱:‏۳، غلاطیان ۵:‏۵ و ۶، عبرانیان ۶:‏۱۰-۱۲ و اول پطرس ۱:‏۲۱ و ۲۲). امیدی که با محبت عجین است عاری از هر گونه خودخواهی است.

بلی، ایمان، امید و محبت اصل زندگی یک مسیحی است.

پیروز باشد بر همه چیز🙏🏻

دلم گرم است چون‌نامم بر دستان او‌مهر شده است.

فرزندم؛

نام تو بر دست های من مهر شده.

چطور می تونم تو رو فراموش کنم؟

در هر ضربان قلب من تو هستی.

من تو رو با عشق خلق کردم و از خلقت تو شادمانم.

تو بی نظیری، گرچه دنیا سعی میکنه این هویت رو از تو بگیره اما در هرصورت تو یک شاهکاری،

و من عاشق توام.

هیچ چیزی نمیتونه این عشق رو ذره ای کم کنه!

هر روزه مشتاقم تا با تو حرف بزنم،

ازت مراقبت کنم و در هر قدمی که برمیداری تو رو راهنمایی کنم.

من تو رو میبینم، من هستم.

من به تو نزدیک هستم

و هرگز تو رو فراموش نخواهم کرد."