مزمور ۶۹
📎بیشتر بخوانیم
مزمور 68:1-35
[1] خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند؛ آنان که از او نفرت دارند از حضورش بگریزند. [2] چنانکه دود رانده میشود، ایشان را بِران؛ و چنانکه موم نزد آتش ذوب میشود، شریران از حضور خدا هلاک گردند. [3] اما پارسایان شادمان باشند و در حضور خدا به وجد آیند و از فرط شادی پای کوبند. [4] برای خدا سرود بخوانید و در ستایش نام او بسرائید، او را که بر ابرها سوار است، فریاد ستایش برافرازید؛ نام او یهوه است، در حضورش شادی کنید. [5] پدر یتیمان و مدافع بیوهزنان خداست در مسکن مقدس خود. [6] خدا بیکسان را صاحب خانه و کاشانه میگرداند و زندانیان را بیرون آورده، به سعادت میرساند؛ اما طغیانگران در زمینِ خشک ساکن خواهند شد. [7] خدایا، هنگامی که پیش روی قوم خود بیرون رفتی، آنگاه که در بیابان خرامیدی، سِلاه [8] زمین لرزید و آسمانها بارید، از حضور خدا، آن یگانۀ سینا، از حضور خدا، خدای اسرائیل.
[9] خدایا، تو باران فراوان بارانیدی و میراث خود را که خسته بود، مستحکم گردانیدی. [10] جماعت تو در آن ساکن شدند، و در نیکوییات، خدایا، تهیدستان را روزی رساندی. [11] خداوندگار فرمان را صادر میکند؛ زنانی که بشارت میآورند، سپاه عظیمی هستند. [12] شاهانِ لشکرها فرار کرده، میگریزند؛ زن خانهدار، غنیمت را تقسیم میکند. [13] اگرچه در میان آغلها خفته باشی بالهای کبوتر به نقره پوشیده است و پرهایش به طلای رخشان. [14] چون قادر مطلق پادشاهان را در آنجا پراکنده ساخت برف بر صَلمون بارید.
[15] ای کوه سترگ، ای کوه باشان؛ ای کوهِ با قلههای افراشته، ای کوه باشان. [16] چرا با حسد مینگری، ای کوهِ با قلههای افراشته، بر کوهی که خدا برای سکونت خویش طلب نمود، بر مکانی که خداوند جاودانه در آن ساکن خواهد شد؟ [17] ارابههای خدا دهها هزار و هزاران هزار است؛ خداوندگار در میان آنهاست، و سینا در قُدس است.
[18] آنگاه که به عرش برین صعود کردی اسیران را به اسیری بردی و هدایا از آدمیان گرفتی، حتی از طغیانگران، تا که تو ای یهوه خدا در آنجا سکونت گزینی.
[19] متبارک باد خداوندگار، خدای نجات ما که هر روزه متحمل بارهای ما میشود. سِلاه
[20] خدای ما خدای نجات است، و راههای گریز از مرگ از آن خداوندگارْ یهوه است.
[21] اما خدا سر دشمنان خویش را فرو خواهد کوبید فرق سر پر موی آنان را که در تقصیرات خود گام برمیدارند.
[22] خداوندگار فرموده است: «آنان را از باشان خواهم آورد؛ آنان را از ژرفای دریا باز خواهم آورد، [23] تا تو پاهایت را در خون ایشان بشویی، و زبان سگانت نیز بهرۀ خویش را از دشمنان برگیرد.»
[24] خدایا، رژۀ تو دیده میشود رژۀ خدای من و شاه من به اندرون قُدس.
[25] در پیش، سرایندگانند؛ در پس، نوازندگان، و در میان، دوشیزگانِ دفنواز. [26] خدا را در جماعت بزرگ متبارک خوانید، خداوند را، ای شما که از چشمۀ اسرائیلید. [27] آنجاست بِنیامین کوچک، پیشاپیش ایشان، و آنجایند بزرگان یهودا، در گروه خویش، و بزرگان زِبولون، و بزرگان نَفتالی. [28] خدایت برای تو، قدرت را امر فرموده است؛ خدایا، آنچه را که برای ما کردهای استوار گردان.
[29] به سبب معبدت در اورشلیم پادشاهان برایت پیشکشها خواهند آورد. [30] وحش نیزار را توبیخ فرما، و رمۀ گاوان را در میان گوسالههای قومها. او طالبان خَراج را پایمال میکند، و قومهای جنگطلب را پراکنده میسازد.
[31] فرستادگان از مصر خواهند آمد کوش بهشتاب دستان خویش به سوی خدا دراز خواهد کرد. [32] ای ممالک جهان، برای خدا سرود بخوانید، خداوندگار را با سرودها بستایید، سِلاه [33] او را که بر آسمانها سوار است، بر آسمانهای کهن. هان، او آواز خود را میدهد، آوازی پر قدرت. [34] قدرت خدا را اعلام کنید، که جلالش بر اسرائیل است و قدرتش در آسمانها. [35] خدایا تو در قُدس خویش مَهیبی؛ خدای اسرائیل قوم خویش را قدرت و نیرو میبخشد. متبارک باد خدا!