مزامیر 119:9-22: "چگونه مرد جوان راهِ خود را پاک نگاه دارد؟
با نگاه داشتن کلام تو! تو را به جان و دل می‌جویم؛
مگذار از فرمانهای تو منحرف شوم. کلام تو را در دل خود ذخیره کرده‌ام،
تا به تو گناه نورزم! خداوندا تو متبارکی
فرایض خود را به من بیاموز. به لبهای خویش بازمی‌گویم،
همۀ قوانینی را که از دهان تو صادر شده است. از پیرویِ قوانین تو شادمان می‌گردم،
چنانکه از به دست آوردن ثروتی عظیم![۱۶۴]  در احکام تو تأمل می‌کنم،
و راههایت را در نظر خود می‌دارم. از فرایض تو لذت می‌برم؛
کلامت را از یاد نخواهم برد. به خادمت احسان کن
تا زنده بمانم و کلامت را نگاه دارم. چشمانم را بگشا
تا از شریعت تو شگفتیها ببینم. من بر زمین، غریبم؛
فرمانهای خویش از من پوشیده مدار! جانم از شدتِ اشتیاق به قوانین تو
پیوسته در التهاب است! تو متکبرانِ ملعون را توبیخ می‌کنی،
که از فرامین تو انحراف می‌جویند. ننگ و تحقیر را از من بگردان،
زیرا که شهادات تو را نگاه می‌دارم."