مزمور ۲۰
📎بیشتر بخوانیم
مزمور 9:1-20
[1] تو را، ای خداوند، به تمامی دل سپاس خواهم گفت؛ همۀ شگفتیهای تو را بیان خواهم کرد.
[2] در تو شادی و وجد خواهم نمود، نام تو را، ای متعال، خواهم سرایید.
[3] چون دشمنانم به عقب بازگردند؛ از حضور تو میلغزند و هلاک میشوند.
[4] زیرا که تو مرا به انصاف دادرسی کردهای؛ تو بر مسند خود نشسته به عدل داوری کردهای.
[5] قومها را عتاب کرده و شریران را نابود کردهای؛ نام ایشان را محو کردهای تا ابدالآباد.
[6] دشمن در ویرانههای ابدی نیست گردیده است، شهرهایشان را از بیخ و بُن برکندهای؛ حتی یادِ آنها نیز از میان رفته است.
[7] اما خداوند جاودانه جلوس فرموده؛ او تخت خویش را برای داوری استوار داشته است.
[8] او خود بر جهان به عدل حکم میراند؛ و بر قومها به انصاف داوری میکند.
[9] خداوند برای ستمدیدگان قلعۀ بلند است، قلعۀ بلند در زمانهای تنگی.
[10] آنان که نام تو را میشناسند، بر تو توکل میدارند، زیرا تو، خداوندا، هرگز جویندگان خود را وانگذاشتهای.
[11] خداوند را که در صَهیون جلوس فرموده است، بسرایید؛ کارهای او را در میان قومها بازگو کنید.
[12] زیرا او که انتقامگیرندۀ خون است، ایشان را به یاد میآورد، او فریاد ستمدیدگان را فراموش نمیکند.
[13] ای خداوند، مرا فیض عطا فرما و بر آزاری که از دست دشمنانم میبینم نظر کن، ای که برافرازندۀ من از دروازههای مرگ هستی،
[14] تا همۀ اوصاف تو را در دروازههای دختر صَهیون برشمارم و در نجات تو شادی کنم.
[15] قومها در چاهی که خود کنده بودند، فرو افتادند؛ پای ایشان در دامی که خود نهفته بودند، گرفتار شد.
[16] خداوند خود را شناسانیده و داوری را به اجرا گذاشته است؛ شریران از کارهای دست خود به دام میافتند. هِجایون. سِلاه
[17] شریران به هاویه باز خواهند گشت؛ نیز همۀ قومهایی که خدا را فراموش میکنند.
[18] زیرا نیازمندان همیشه فراموش نخواهند شد، و امید ستمدیدگان تا ابد بر باد نخواهد بود.
[19] برخیز، ای خداوند! مگذار انسان چیره شود؛ باشد که قومها در پیشگاه تو داوری شوند.
[20] خداوندا، ترس بر جانشان بیفکن، تا قومها دریابند که انسانند و بس. سِلاه